معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
274
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
فصل اما شمهء از تحقيقات و لطائف و اشارات در اين آيات بيّنات قوله تعالى « وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ » بدانكه مراد از « سيّارة » مسافرانند كه قطع مفاوز و اوديه مىكنند ، در شب تار ، بيابانهاى خونخوار ، درمىنوردند و ارباب تحقيق مىگويند : كه مسافران بر دو قسماند ، مسافران عالم صورت و مسافران عالم معنى . مسافران عالم صورت ، بيابانها مىپيمايند ، و مسافران عالم معنى ، آسمانها مىفرسايند . اينها مسافرانىاند كه گاهى سير مىكنند و گاهى مىآسايند و آنها سالكانىاند كه از سير و سلوك طرفة العينى تقاعد نمىنمايند و « كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ » « 1 » نشان مسافران فرشى است و « فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » در شأن مسافران عرشى است ، مسافران فرشى امينان اقطار و اكناف زميناند ، مسافران عرشى نديمان اسرار « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ » اند مسافران فرشى را عوام و خواص شناسند ، و مسافران عرشى را جز خاص الخاص نشناسند ، « اوليائى تحت قبائى لا يعرفهم غيرى » شمّهء از اوصاف كمال ايشان به زبان ارباب اشارت ، بطريق مجاز و استعارت ، سمت گدارش مىبايد ، گوش و هوش به من دار ، و از فهم دقايق آن هيچ دقيقه نامرعى نگذار . اى درويش مسافران عرشى ، گرم روانىاند ، كه در دم سراندازى ، از استغراق و جد ، بام عرش فرش تعلق « 2 » ايشانست ، سوارگانىاند كه كرهء افلاك در حال معاشرت جانان جانان « 3 » ، گوى ، ميدان شوق ايشانست ، انوار سراج صفاتاند ، كه در مشكات آيات نمودهاند ، اطيار ارواح قدسىاند كه در اقامة اشباح انسى « 4 » آسودهاند ، نار مقداح
--> ( 1 ) - د : ما يتهجعون . ( 2 ) - د : نعلين . ( 3 ) - د : جانان جان گوى . ( 4 ) - د : در انفاس انسى آسودهاند .